باران جانباران جان، تا این لحظه: 17 سال و 2 روز سن داره

روزی که باران آمد

خيلى وقته نيومديم اينجا 🙈🙈🙈دلم براى تك تكتون تنگ شده

انتخاب اسم باران

من از مجردی از اسم باران خوشش میومد به بابا گفتم  بابا هم تائید کرد البته یه روز کامل روی چگونگی تلفظش توسط دوستات کار کرد ( مثلا دوست مدرست که به خونه زنگ بزنه چطوری صدات میکنه )و اینکه با فامیلیت که اتفاقا با ب شروع میشه چقدر ریتمش جور در میاد البته پیشنهاد های زیادی داشتیم مثل نفس که عموت پیشنهاد کرد و فاطمه که پدر بزرگ بابا پیشنهاد داده بود خلاصه اسمتو گذاشتیم باران گر چه در سالهای اخیر رشدش خیلی زیاد شده اسمتو میگم عزیزم و ایران در حال حاضر پر از بارانه ولی همیشه زیباست هر وقت که پیش دکتر متخصصت (دکتر شکیبای نازنین ) میریم میگه چه اسم قشنگی بلا استثنا . در هر صورت امیدوارم شما هم وقتی ...
12 خرداد 1390

روز مادر

 دیروز روز مادر بود دومین سالی بود که معنای واقعی روز مادر رو فهمیدم چون خودمم یه مادرم . مادر  چه اسم قشنگی و چه حس حیرت آوری فداکاری محض کاری که مادرای ما واسه ما کردن بی منت اما آیا منم از اون مادراییم که همه چیزمو فدای بچم کنم خدا میدونه ولی کاش باشم و نه تنها بچه ی خودم بلکه برای هر بچه ای که نیاز به مهر مادر داره امیدوارم .  روز مادر بر همه مادرها بخصوص اونها که فداکارترن مبارک 
12 خرداد 1390

دایره لغات باران

بالان :باران گائیش :خرگوش جریان بالان برمیگرده به نوزادی باران که هرچی پدرش گفت اسمشو درست تلفظ کنین بچه یاد بگیره من لوسش کردم گفتم بالان به همین خاطره که هر کاری میکنم بازم به خودش میگه بالان . خرگوشم خرو جدا درست میگه گوشم درست میگه اما وقتی میگم بگو خرگوش میگه گائیش 
12 خرداد 1390

و اصفهان نصف جهان

اصفهان زیباتر از همیشه بود گرم و صمیمی و پر شور دختر گلم برای اولین بار اصفهان رو دید بهش خیلی خوش گذشت الان که داشتیم عکساشو می دیدیم  میگفت دده یعنی بریم همونجا . گر چه مسافرتمون دو روزه بود ولی بازم ارزشش رو داشت اما حیف که زاینده رود آب نداشت و  صفای پل خواجو کم شده بود یاد معین افتادم که می خواست بیاد کنار زاینده رود بشینه بخونه البته باید گفت زاینده بی رود  ولی با این همه بازم اصفهان ، اصفهان دیگه
7 خرداد 1390
1